این نشست بمنظور رهایی ، کاهش و رفع معضلات و آسیب های اجتماعی شهرستان خرمشهر با استفاده از فنون روز اجتماعی منجمله فن تسهیل گری اجتماعی بصورت هفتگی راه اندازی می شود .
مطمئنا" از آنجا که اعضای سمن و افراد ملحق به آن عموما" افراد نخبه ، کارشناس و تحصیلکرده هستند بر خود لازم میدانیم طرح اجرایی خود را نیز تعریف و اعلام نماییم .
-نطر سنجی و معضل یابی با نظر مستقیم اعضای دارای حق رای نشست
-دفاعیه کوتاه نظریه پردازان و شرح موضوع پیشنهادی
-رای گیری اعضای دارای حق رای نشست و شناسایی موضوع اهم
-شناسایی دستگاههای مرتبط با موضوع پژوهش انتخاب شده و انجام هماهنگی های لازم
-بررسی علمی علل بروز معضل و آسیب ذکر شده
-بررسی و شناسایی راههای برون رفت از معضل و آسیب ذکر شده
-جمع بندی و نتیجه گیری توسط کارگروه تخصصی
-تنظیم سند پژوهشی با چشم انداز کوتاه مدت و بلند مدت همراه با طرح توجیهی
-تشکیل جلسه با دستگاههای مرتبط و ارائه نتیجه پژوهش علمی
-اجرای طرحهای میدانی در جهت کاهش و رفع معضل موضوع پژوهش
شایان ذکر است با توجه به میزان و گرایشهای تحصیلی مختلف ، علاقمندیها، توانمدیها، وتخصص افراد شرکت کننده در اولین حضورشان در نشست استعلام و از طریق امور جذب و سازماندهی سمن در کارگروههای مربوطه سازماندهی میشوند
بدیهی است هر کارگروه با 3 کارشناس آغاز به کار میکند .
به همین مناسبت جلسه بعدی نشست اجتماعی رها
در تاریخ 94/8/22 روز جمعه راس ساعت 16 تا18
در محل سالن اجتماعات اداره بهزیستی واقع در میدان معلم (فرمانداری قدیم)جنب پل قدیم رسما" برگزار می گردد .
لذا از کلیه نخبگان ، صاحب نظران، فعالان فرهنگی و اجتماعی ، دانشجویان و عموم شهروندان پرسشگر و دلسوز جهت مشارکت و هم اندیشی دعوت بعمل می گردد .
امید است در سایه امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) و رهنمودهای حکیمانه مقام منیع رهبری و برکت خون شهیدان خدمتی ناچیز به انقلاب ، همشهریان و شهر عزیزمان خرمشهر نماییم .
موفق و پیروز باشید .
برچسبها:
بازهم خرمشهراولین آزمایشگاه طرحهای نو!؟
روزنامه فرهنگ جنوب از احتمال انتصاب قریب الوقوع
سیده الهه موالی زاده
عضواسبق شورای شهروشهرداراسبق منطقه2اهواز
بعنوان فرماندارخرمشهرخبرداد
(جمعیت پرسشگران جوان)
م :
الهه
نام خانوادگی :
موالی زاده
محل تولد :
اهواز
گروه :
گروه علوم اجتماعی
دانشکده :
دانشكده اقتصاد و علوم اجتماعی دانشگاه شهید چمران اهواز
مرتبه علمی :
مربی
آخرين مدرك تحصيلي :
دكترا جامعه شناسی
گرايش :
مهاجرت های داخلی
دانشگاه :
دانشگاه هند هندوستان
تاريخ اخذ :
1374/01/01
برچسبها:
جدال معلم با آتش به خاطر دانش آموزانش
همشهری آنلاین: ساعت ۵:۲۰ صبح هفتم مهرماه، معلم مدرسه شبانه روزی علامه طباطبایی در روستای منیخ خرمشهر از خواب بیدار شد و بعد از خواندن نماز صبح، به آشپزخانه رفت تا برای دانشآموزان صبحانه درست کند. او خبر نداشت بهعلت ایراد رگلاتور، گاز از داخل کپسول نشت کرده و هر لحظه احتمال دارد، حادثهای را رقم بزند.
وقتی معلم جوان کبریت را روشن کرد، ناگهان کپسول گاز 11کیلویی آتش گرفت و شعله ور شد. در داخل آشپزخانه چند کپسول گاز دیگر هم وجود داشت که همه آنها پر بودند و اگر آتش به آنها سرایت میکرد، بیشک انفجار مهیبی رخ میداد. این در حالی بود که کمی آنطرفتر و در داخل خوابگاه، دانشآموزان در خواب بودند.
معلم فداکار درنگ نکرد و بیآنکه منتظر کمک بماند، جانش را به خطر انداخت تا نگذارد خطری بچهها را تهدید کند. او کپسول شعلهور را بهدست گرفت و دواندوان به طرف حیاط حرکت کرد. شعلههای آتش دستانش را میسوزاد و حتی لباسهایش را شعلهور کرده بود اما معلم جوان کپسول را محکم چسبیده بود و وقتی به حیاط رسید، آن را به گوشهای پرت کرد تا حتی درصورت انفجار، خطری کسی را تهدید نکند. همزمان، دیگر مسئولان دبیرستان شبانه روزی از ماجرا باخبر شدند و پیش از اینکه حادثهای رخ دهد، آتش کپسول را خاموش کردند. این در حالی بود که معلم فداکار بهشدت آسیب دیده و دچار سوختگی شدید شده بود.
بستری در آی سی یو
معلم 45ساله که صادق چکاو نام دارد، لیسانسه تاریخ است و 12سال است در مدارس مختلف تدریس میکند. خودش میگوید درس دادن به دانشآموزان روستایی لذت بخشترین کار برای اوست بهدلیل اینکه امکانات در مناطق روستایی کم است و محصلان با عشق در مدارس حاضر میشوند تا درس بخوانند و به آرزوهای بزرگشان برسند.این معلم فداکار 3روز در بخش آیسییو بیمارستان بستری بود تا اینکه پزشکان توانستند سوختگی او را درمان کنند و وی بتواند از بیمارستان مرخص شود.
او میگوید: من هم سرپرست دبیرستان شبانه روزی هستم و هم معلم آنجا. آن روزوقتی کپسول آتش گرفت، سعی کردم دستپاچه نشوم و هر طور شده آتش را خاموش کنم. یک سطل آب روی آتش ریختم اما خاموش نشد. یک دفعه چشمم به 8کپسول گازی افتاد که در گوشه آشپزخانه بود. اگر آتش به آنها سرایت میکرد، بیشک انفجار هولناکی رخ میداد.
بچههای مدرسه مثل فرزندان خودم هستند. آنها نزد ما امانت بودند و اگر اتفاقی برایشان میافتاد، به پدر و مادرهایشان چه میگفتم؟ در آن لحظه احساس کردم که اگر هر اتفاقی برای من بیفتد، مهم نیست و مهم این است که بچهها آسیب نبینند. هر لحظه امکان داشت کپسول در بغلم منفجر شود اما به خدا توکل کردم و آن را برداشتم.
وقتی کپسول را به حیاط انداختم، یک پتو و مقداری شن روی آن ریختیم و با کمک یکی از همکاران، آتش را خاموش کردیم. آنجا بود که فهمیدم وضع خودم خیلی وخیم است. دستها و بدنم سوخته بود و وقتی مدیر مدرسه رسید، مرا به بیمارستانی در خرمشهر بردند. از آنجا هم به بیمارستان سوانح و سوختگی اهواز منتقل شدم و 3روز در آیسییو بستری بودم. روز چهارم به بخش منتقل شدم و چون حالم بهتر شده بود مرخص شدم اما یکماه باید در خانه استراحت میکردم و بعد به مدرسه برمیگشتم.
ملاقات با فرشته نجات
معلم فداکار میگوید: در این مدت مدیر مدرسه، رئیس اداره آموزش و پرورش خرمشهر و دانشآموزان مدرسه به عیادتم آمدند و بهخاطر این کارم از من تشکر کردند. شاید هر معلم دیگری هم جای من بود این کار را میکرد، بیشتر معلمان، دانشآموزان را مانند فرزندان خود میدانند و هیچکس راضی نیست به آنها آسیب برسد. وی وقتی یاد روز حادثه میافتد، میگوید: از تصمیمی که در آن لحظه گرفتم خوشحالم. شاید اگر کمی دیرتر میجنبیدم حادثه تکان دهندهای رخ میداد و اگر زنده میماندم هرگز خودم را نمیبخشیدم.
***********************************************************************************************
این خبر را دیروز یکی از معلمین خرمشهری به من گفت ولی نام معلم فداکار را نبرده بود امروز فهمیدم که صادق چکاو دوست قدیمی ما همان معلم فداکار خرمشهر است که با این کار ماندگارش جان دهها دانش آموز را نجات داده است .
صادق جان دستان سوخته ات را می بوسم ، ناله هایت را به جان میخرم و عشقت به دانش آموزانت را در دفتر دلم به یادگار ثبت میکنم آفرین به شجاعت و ایثار و فداکاریت درود برتو خرمشهری قهرمان
برچسبها:
![]() |
||
به نام خدا جناب آقای امینی صدر سلام علیکم انتخاب شما را به عنوان نائب رئیس هیئت مدیره هیات رزمندگان اسلام شهرستان خرمشهر تبریک عرض می نماییم و از خداوند منان برای شما توفیق روز افزون را آرزومندیم . موفق و پیروز باشید.
|
برچسبها: